+ چند روزه هی میرم جلو اینه خودمو میبینم دپ میشم همه می بینن منو میگن وااای چی شده چرا انقد جوش زدی بعد من هی روز و شب به این فکر میکنم که واقعا چی شده من این همه جوش زدم؟
کرم پودرمه؟نه دست کثیف؟نه نرسیدن به خود؟نه کلیندامایسین؟نه
باز امروز اهنگ دارم گوش میدم دستمم معجونی که مامان درست میکنه برام
مینوشم فکر میکنم مینوشم فکر میکنم
نه واقعا چرا من و این همه جوش؟
یهو دونه های قهوه ایه تو معجون نظرمو جلب میکنه
هی نگاش میکنم هی نگام میکنه!
ارهههههههههه خودشه! این لعنتی 2 هفته اس زندگی نذاشته برای من
خرما!
کلی جوش کلی گرم بودن بیش از حد بدن
با خیلی ریلکسی میگه: عه:| اره میدونسما خو باشه دیگه نمیریزم تو معجونت:|
+ هــــــعی*-*
برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری